
متـــــن PDF پیالا مُرد نویسنده: اولیویه آدام مترجم: مارال دیداری ------------- زیادی نوشیده بودم. پیالا[1] مرده بود. همان شب باخبر شده بودم. بچهها طبقهی بالا خوابیده بودند. بعد از شام آنها را سرجایشان خوابانده بودم. احساس بدی داشتم از این که آن بالا در تاریکی اتاق تنهایشان گذاشته و نگاهم را از چهرهی آرام، پیشانی رنگ پریده و دستهای ظریفشان، برداشتهبودم. ماری خانه نبود، جلسه داشت یا...
ادامه مطلب