
------------------------------------- تجدید دیدار جان چیور برگردان از پیمان خاکسار آخرین بار پدرم را در ایستگاه گرند سنترال دیدم. داشتم از خانهی مادربزرگم در ادیرونبک به کلبهای که مادرم در کیپ اجاره کرده بود میرفتم. برای پدرم نوشتم که برای تعویض قطار یک ساعت و نیم در نیویورک توقف دارم و از او خواستم اگر وقت دارد، ناهار را با هم بخوریم. منشیاش برایم نوشت که ظهر درکنار غرفهی اطلاعات منتظرش باشم و درست سر ساعت دوازده دیدماش که دارد از میان جمعیت به طرف من میآید. برایم ...
ادامه مطلب
حاجی عبدالستار،شاید جز اسمش ، آنقدرها که انتظار میرفت، حاجی نبود......عجالتاً بقیه را در نشانی زیر بخوانید تا ببینیم چه میشود، در ضمن این داستان روز آدینه ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ در کلاب هاوس بررسی میشود با حضور نویسندگان و منتقدان سرشناس عضو یا همراه انجمن ادبیات داستانی شهرزاد داراب . وعدهی دیدار با جوجو جتسو و این هم پیوند پیوستن به کلاب انجمن شهرزاد: کلاب انجمن ادبیات داستانی شهرزاد داراب بخوانید...
ادامه مطلب