داستان این هفته: آب دریاها از عباس معروفی

متن مرتبط با «قاضی» در سایت داستان این هفته: آب دریاها از عباس معروفی نوشته شده است

مسجد از قاضی ربیحاوی( جمعه ۲۹ تیر۱۴۰۳)

  • نیلوبلاگ

    ۳۲۶      پیوستها مسجد،قاضی ربیحاوی از مجموعهی خاطرات یک سرباز، ۱۳۶۰ گفتم : «سرکار، یه وقت دیر نشه .»    گروهبان گفت : «به تخمت. بپر پائین .» جیپ ما در نداشت. خندیدم و آمدم پائین. تفنگهایمان پشت کمرمان بود. گروهبان خاموش کرد و بعد هر دو راه افتادیم به طرف خرابه ، میدانستیم همیشه چند نفر آنجا هستند . خرابه، کاهگلی بود. گروهبان دست کرد تو یقهی پیراهنش و گفت: « ا...ه.. ، چقد گرمه.» گفتم : «یعنی پائیزم هس ، په .» آفتاب تند نبود اما هوا دم داشت. گروهبان گفت: «اگه چیزی داشتن...

    ادامه مطلب