
کی تمام می شود این روزهای لعنتی ، نمی دونم تا حالا چطور تونستم در این محیط دوام بیاورم، داخل خونه سر خودم و سالار خودم بودم، کسی نمی تونست بهم بگه بالای چشمت ابرو، هرجا می خواستم می رفتم و می اومد، هر موقع می خواستم می خوابیدم و بیدار می شدم، هر چی می خواستم می خوردم ... اصلا باورم نمیشه که الان شش ماهه افسارم افتاده دست کسایی که اگه داخل خیابون بهم چپ نگاه کنند درسته قورتشون می دم ... آخه یکی نیست به من بگه نونت کم بود آبت کم بود عاشق شدنت دیگه از چه بود. مش حسن هم فکر کرده کارت پایان خدمت می ...
ادامه مطلب