
چهره آلیس مونرو برگردان: دنا فرهنگ من مطمئنم که پدرم فقط یک بار به من نگاه کرد، من را واقعا دید. بعد از آن دیگر میدانست که توقع چه چیزی داشته باشد. آن روزها پدرها را توی اتاق انتظاری که زنهای زائو گریههاشان را میخوردند یا با صدای بلند درد میکشیدند و اتاق زایمانهای پرنوری که نوزادها به دنیا میآمدند، راه نمیدادند. پدرها فقط بعد از این که مادرها مرتب و سرحال زیر پتوهای رنگی توی بخش یا اتاقهای خصوصی و نیمهخصوصی بستری میشدند به دیدن آنها میآمدند. مادر من اتاق خصوصی داشت، چون موقعیت اجتماعیاش در شهر ا...
ادامه مطلب
دانلود PDF دانلود WORD فایل صوتی۱ فایل صوتی۲ فایل صوتی۳ فایل صوتی۴ پل معلق آلیس مونرو / ترجمهی مژده دقیقی قسمت اول زن، یک بار ترکش کردهبود. دلیل اصلیاش خیلی پیشپا افتادهبود: با چند خلافکار جوان (خودش اسمشان را گذاشتهبود «اراذل»)، دستبهیکی کرده و کیک زنجبیلی او را لمباندهبودند. کیک را تازه پختهبود و میخواست بعد از جلسهی آن روز عصر، با آن از مهمانها پذیرایی کند. بیآنکه توجه کسی را جلب کند –دست کم توجه نیلufeffu200fu200e و آن اراذل را– از ...
ادامه مطلب
پل معلق آلیس مونرو / ترجمهی مژده دقیقی قسمت دوم نیل راست ایستاد. گفت: «جینی فکر میکند بهتر است توی ماشین بماند و همینجا توی سایه استراحت کند. ولی، راستش را بخواهی، من بدم نمیآید آبجویی بزنم.» لبخند سردی زد و به جینی پشت کرد. به نظرِ جینی، دلتنگ و عصبی میآمد. طوری که دیگران بشنوند گفت: «مطمئنی حالت خوب است؟ حتماً؟ از نظر تو اشکالی ندارد من چند دقیقه بروم تو؟» جینی گفت: «من حالم خوب است.» نیل یک دستش را روی شانهی هلن گذاشت و دست دیگرش را روی شانهی جون، و با حالتی صمیمانه همراه آنها ...
ادامه مطلب