
۳۰۲ پی.دی.اف. اصلی پی.دی.اف. ویرایش شده پی.دی.اف. ترجمهی مهدی نوید فایل ورد پایان ساموئل بکت، شادی سلطان زاده لباس تنم کردند و بهم پول دادند، میدانستم که پول برای چه بود: برای این بود که راهی شوم. وقتی ته میکشید اگر میخواستم ادامه دهم، مجبور میشدم بیشتر بگیرم. در مورد کفشها هم همین بود؛ وقتی کهنه میشدند اگر قصدم ادامه دادن بود باید رفوشان میکردم یا یک جفت دیگر میگرفتم یا پابرهنه ادامه میدادم. البته که وضع در مورد کت و شلوار هم ب...
ادامه مطلب